دوران بارداری..........
الان دلم یهویی هوای دوران بارداریمو کرد یادش بخیر باورم نمیشه اینقدر زود گذشت اوایل با حالت تهوع شروع شد کم کم با بیخوابی های شیونه و افسردگی تا 5 ماه ویار شدید داشتم از مردا بدم میومد از صداهای بلند بدم میومد از ادکلن بابا متین بیزار بودم بعد از این حالتها یواش یواش استخوان دردم شروع شد حالا فکرشو بکن که3ماهه اول 9 کیلو وزن کم کردم اما هرچیزی که واسه شما خوب بودو می خوردم با اینکه بالا می اوردم............ تنها کاری که دوست داشتم قلاب بافی بود از صبح تا شب. از ماه 4 تکونات شروع شد وای خیلی لذت بخش بود بابامتین و مامان میتا و بابا جون دایی فرشید خاله منیژه ومامانجونی همه دستشونو میزاشتن روی شیکمم که تکوناتو حس کنن وقتی تو دلم س...
نویسنده :
خورشید
0:42







